الشيخ حسين الحقاني
36
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
علّت احتياج معلول به علّت ، چيز زائدى است غير آنچه كه ذكر شد ( و آن عبارت از امكان شىء مىباشد ) . اشكال ديگر : از مطالب گذشته پاسخ قول ديگرى در مورد فعل خداوند كه از برخى از فلاسفه ابراز گرديده روشن گرديد و آن قول « 1 » ( و اشكال ) اين است كه شرط صحّت فعل و درستى آن ، سبق عدم است ( يعنى حالت سابقه آن فعل ، عدم باشد يعنى يك زمانى نبوده ، بعد موجود شده است ) به اينترتيب كه مراد از سابق بودن ، سابق بودن زمانى است و محصّل آن اينكه معلول از اينجهت كه فعل علّت خودش مىباشد ، واجب است كه حادث زمانى باشد و اين مطلب را اين گونه تعليل نمودند كه دائمى بودن وجود شىء با نياز و احتياج آن شىء باهم جمع نمىشوند و لازمهء اين كلام نيز ، اين است كه معلول به هنگام وجود علّت ، موجود نمىباشد . اين اشكال مزبور با قول بالا به سه دليل پاسخ داده مىشود : دليل اوّل : علّت نياز شىء همان ( حالت امكان شىء است و آن ، لازم ماهيّت مىباشد و ماهيّت را هرگونه كه فرض كنى با معلول ( يعنى امكان شىء ) همراه مىباشد بدون اينكه در اين مورد بين وجود دائم و غيردائم فرقى باشد . ( پس علّت نياز معلول به علّت همان احتمال چهارم يعنى حالت امكان شىء معلول مىباشد ) . دليل دوّم : وجود معلول نسبت به وجود علّت از قبيل وجود رابط بوده ، قائم به آن و غيرمستقلّ از علّت مىباشد و ممتنع و محال است كه معلول از حالت ذاتى خويش ( كه همان وجود رابطى بودن و عدم استقلال و . . . مىباشد ) منقلب شده و از علّت مستقلّى كه معلول ، قائم به آن مىباشد بىنياز گردد ، خواه ( وجود علّت ) دائمى باشد يا منقطع .
--> ( 1 ) - الهيّات شفاء مقالهء فصل اوّل - التّحصيل ص 524 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 485 و ص 493 ص 546 - اسفار ج 2 ص 383 و ص 392 ( شارح )